1

برای مراقبت از چشم و مغزتان، هر پیام وایبری را نخوانید!

6546461546به گزارش نشریه الکترونیکی نگاه به نقل از تابناک، اگر از مزایایی چون کم هزینه بودن، قابلیت ارتباط رایگان با نقاط مختلف کره خاکی، ارسال فایل‌های تصویری، ویدئویی و… امثال آنها بگذریم، دنیای رنگارنگ ابزارهای ارتباطی نوین، چندان بی اشکال هم نیست، ولی به این دلیل که اشکالات آن کمتر قابل دیدن است، تا کنون کمتر متوجه وجودشان شده‌ایم.

از جمله این اشکالات، رایگان بودن ارتباطات از طریق این ابزارهاست؛ بله، رایگان بودن ابزارهای ارتباطی چون وایبر، تلگرام، لاین و امثال آنها، برای مایی که مدت ها به عدد و رقم‌های قبض تلفن های همراهمان فکر می ‌کردیم و برای کاهشش برنامه داشتیم، حکم سمی را داشته که اثرات آن در بلند مدت آشکار می‌شود.

این ویژگیِ به ظاهر مطلوب، از یکسو وقت بیشتری از زندگی روزمره مان را به چرخیدن در دنیای مجازی اختصاص داده و به نوعی بر بطالتمان افزوده و از سوی دیگر، برخی محدودیت هایی را از سر راهمان برداشته که کنار آمدن با آن برای بسیاری مان ساده نیست.

البته شاید محدودیت لفظ مناسبی برای بیان ملاحظاتی که در ارسال برخی مطالب از طریق پیامک برای یکدیگر داشتیم، نباشد ولی علت هر چه بود، اگر تا پیش از این هر جوک و لطیفه‌ای را برای یکدیگر ارسال نمی‌کردیم، حالا که به ارتباطات ارزان تری دست یافته‌ایم روشمان را تغییر داده‌ایم و از ارسالشان دریغ نمی‌ورزیم.

بدین ترتیب شاهدیم که موج جوک ها و لطیفه ها در قیاس باگذشته بسیار سریع تر به راه افتاده و منتشر می‌شوند؛ اینقدر که فراگیر شدن برخی انواع لطیفه در یکی دو روز، برایمان عجیب به نظر نرسیده و طبیعی جلوه می‌کند. البته این خاصیت منحصر به ابزارهای ارتباطی نیست و پیشتر در دنیای شبکه های اجتماعی، به طور کامل آن را درک کرده‌ایم.

اما آنچه ارتباط اینترنتی از طریق نرم افزارهایی مانند وایبر، واتس‌اپ و غیره را از ارتباطاتی که در شبکه‌های مجازی رخ می‌دهد، متفاوت می‌کند، حریم غیر قابل دید این نوع از ارتباطات است. حریمی که ظاهرا قابلیت رهگیری ندارد و به دلایلی از این دست، گاه محل تبادل جوک هایی می‌شود که پیشتر در هیچ نوع ارتباطاتی رد و بدل نمی‌شد.

کافی است کمی به مضمون جوک های رد و بدل شده در چند سال اخیر توجه کنیم تا دریابیم حجم جوک های سیاه تا چه اندازه فزونی یافته است؛ جوک هایی که که بر خلاف لطیفه های با نمک، هیچ نتیجه قابل دفاعی برای جامعه به ارمغان نمی‌آورند، بلکه یا مستقیم زمینه ترور شخصیتی برخی اشخاص، بعضی قومیت ها را فراهم می‌آورند و یا موجبات تخریبشان به مرور زمان را فراهم می‌آورند.

این در حالی است که اگر تعارف را کنار بگذاریم، به نوع ترسناک تری از این جوک ها برخواهیم خورد که یا جنسی هستند، یا تحقیرهای جنس گرایانه در متنشان به چشم می‌خورد و یا ترکیبی از این دست موارد به شمار می‌آیند؛ جوک هایی که شاید خنده های ناگهانی تر را سبب شوند و شاید موجبات تاسف شدید را فراهم آورند اما در پس این احساساتِ آنی، خواه یا ناخواه اثرات شوم خود را برجای می‌گذارند.

کافی است از جمله افرادی باشید که به مدد گوشی تلفن همراهِ هوشمندشان، چرخیدن در این دنیاهای ارتباطی را تجربه کرده اند تا منظور از جوک های سیاه را درک کرده و نقش شان در قبح شکنی از برخی مسائل اخلاقی در جامعه برایتان آشکار شده باشد؛ به ویژه آنجا که به یاد می‌آوریم «حیا» از شاخصه های مورد تاکید در اخلاق ایرانی و اسلامی ماست و می‌بایست در دیدن، در شنیدن و در همه امور زندگی روزمره مراقب خدشه دار نشدنش باشیم.

با این حساب آیا می‌توان انبوه جوک های قومیتی، سکسی، جنسی و… را خواند و از کنار اثراتی که ناخودآگاه بر ذهنمان می‌گذارد به سادگی گذشت؟ آیا می‌توان جوک هایی درباره مسائل جنسی خواند، به آنها خندید و با چند انگشت جنباندن ساده آن ها را در دیگر جمع های مجازی بازنشر داد و نگران آسیب دیدن حیای خود نبود؟ پس چه باید کرد؟

کافی است کمی منصف باشیم تا بدانیم نمره بسیاری مان در دنیای ارتباطات نوین به مرز مردودی نزدیک تر است تا نمره ممتاز، چراکه اگر فرستندهِ انبوهِ جوک های سیاه نباشیم، فرستنده خرد این مضامین آسیب زننده به شمار می‌آییم و در غیر این صورت، دست کم خواننده آنها به شمار می‌آییم. یعنی احتمال آنکه در ابتدای خواندن متن نامطلوبی از خواندن ادامه آن صرف نظر کنیم، کم است.

بدین ترتیب اگر بپذیریم که صرف خواندن این دست جوک ها هم می‌تواند لطماتی برایمان به همراه بیاورد، آن زمان به نظر می‌رسد که بیماری خود را پذیرفته ایم و می‌توانیم به درمانش امیدوار باشیم؛ درمانی که ممکن است با ترک آن گروه هایی همراه باشد که در نرم افزارهای مختلف در آن عضو هستیم و رد و بدل شدن جوک های سیاه در آنها رواج زیادی دارد یا حتی به بخشیدن عطای این ارتباط رایگان به لقایش ختم شود.




شمشیر دولبه جداسازی

4564565وقتي که چشم به جهان مي‌گشاييم و از همان ابتدا به ما تفکيک جنسيتي را با هشدارهاي گوناگونش گوشزد مي‌کنند، بازي ها را از هم جدا مي‌کنند و دختران را به مانند موش و پسران را مثل شير مي‌دانند اينها در باورهاي ما به بار مي‌نشيند و به آن مرحله اي مي‌رسيم که تفکيک جنسيتي، يکي از مسايلي مي‌شود که دايم بر سرش جنگ و جدل باشد و يکي بگويد بايد بشود و ديگري بگويد نه نشود و زن ايراني مي‌ماند و اين باور که در ذهنش ريشه دوانده است که واقعا چه بايد بکند؟ سرکي مي‌کشد به قوانين نوشته شده برابري حقوق زن و مرد، مي‌نشيند پاي صحبت هايي که براي او از برابري و تساوي مي‌گويند و بعد هم باز وامي ماند از اينکه کدام يک را قبول کند.

استارت را که زد؟

بهترين جايي که مي‌توانست استارت تفکيک جنسيتي را بزند، دانشگاه ها بود. جايي که دختران و پسران با هم مي‌رفتند و مي‌آمدند و در يک کلاس با هم به تبادل نظر مي‌پرداختند. البته بهتر است بگوييم، پيشتر از آن به کتاب هاي درسي برمي گشت. علي احمدي، وزير آموزش و پرورش زمان رياست جمهوري محمود احمدي نژاد، از جداسازي کتاب‌هاي درسي بر اساس جنسيت سخن به ميان آورده بود. اما ظاهراً هيچکس تصور آن را هم نمي‌کرد که اين موضوع تا حد يک طرح جدي مورد بررسي قرار گيرد و در آينده‌اي نه چندان دور، نظام آموزشي را تحت تأثير خود قرار دهد. نکته قابل توجه در اظهارات علي احمدي اين بود که او اعلام کرده بود بايد در طراحي مدارس اندروني و بيروني تعريف شود و حريم مدرسه رعايت شود و همين اظهارات او بعد از اشاره‌اش به ضرورت تأليف جداگانه کتاب‌هاي درسي براي دختران و پسران مخالفت‌هاي زيادي را برانگيخت. و حالا به دانشگاه رسيد؛ جايي که دقيقا بعد از گذراندن تحصيلات دبيرستان و بعد از آن هم تفکيک جنسيتي حالا رو در رو با هم مواجه مي‌شدند. البته اگر کمي دورتر برويم يعني سال هايي که اصلا بحث تفکيک جنسيتي مطرح نبود، اينقدر نگاه متمايزانه نيز بر روابط هر دختر و پسري حاکم نمي‌شد. دانشگاه محل تحصيل بود و هست و محلي که دو جنس مخالف يکديگر را مي‌ديدند و شناخت تفاوت ها از همان جا آغاز مي‌شد. اين مساله تا جايي پيش رفت که معاون وزارت ورزش و جوانان گفت: تفکيک جنسيتي در دانشگاه ها اشتباه است. معاون ساماندهي امور جوانان وزارت ورزش‌وجوانان همچنين اعتقاد دارد که در دانشگاه‌ها مي‌توان از مشاوران براي رفع مشکلات جوانان و همچنين همسريابي و همسرگزيني استفاده کرد.

سهم يک زن

«وقت آن رسيده زنان سهم خود در جامعه را در مفاهيم بندهاي سند چشم انداز توسعه محقق کنند.» اين جمله اي است که شهيندخت مولاوردي، معاون امور زنان و خانواده رياست جمهوري عنوان کرده است. وي مي‌گويد: جهان امروز به اين نتيجه رسيده که جدايي زنان از مردان ناکارآمد، غير اصولي و ناعادلانه است؛ چرا که نقش زنان در توسعه و بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي اين قشر در فرصت‌هاي پيش روي صنعت به عنوان ذي‌نفعان و فعالان عرصه توسعه و پيشرفت غيرقابل اجتناب است.

به دور از فقر و فساد

مولاوردي همچنين اعتقاد دارد بر اساس قانون در اين برنامه ششم توسعه بايد استيفاي حقوق شرعي و قانوني زنان با توجه به نقش سازنده آن‌ها در جامعه به دور از فقر و فساد و تبعيض مورد توجه قرار گيرد. ديگر وقت آن رسيده است که زنان سهم خود در جامعه را در مفاهيم بندهاي سند چشم انداز توسعه محقق کنند. معاون امور زنان و خانواده رياست جمهوري مي‌گويد که اين برنامه قرار بود با ديدگاهي نوآورانه و جامع‌نگر به همه موضوعات پيش روي جامعه ايران نگاه کند و تصور ابتدايي بر اين بود که زنان نيز در اين ميان از سهم خاص خود برخوردار خواهند شد اما پس از آشکار شدن آيتم‌هاي اين برنامه مشخص شد که تصور ابتدايي فعالان عرصه زنان در بدنه دولت اشتباه بوده است.
نقشي که کمرنگ شد

به باور شهيندخت مولاوردي، کم‌کاري زنان و کم‌توجهي نظام نقش سازنده زنان را در سال‌هاي گذشته کمرنگ کرده است و به همين دليل نيز لازم است همه معاونان زنان استانداري‌هاي کشور فعالانه و کارشناسانه نظرات خود را درباره تدوين برنامه ششم توسعه مطرح کنند. مکانيزم‌هاي توسعه‌مند سازي زنان، يکي از 12 نگراني جامعه جهاني به عقيده گزارش سازمان ملل در سال 1995 است و تا زماني که زنان ايراني نه از شرايط مطلوب، بلکه از شرايط عادلانه نسبت به مردان برخوردار شوند، معاونت امور زنان و خانواده رياست جمهوري و نهادهاي مشابه به فعاليت خود ادامه خواهند داد.

شعار محدود، مقاومت نامحدود

نظريه «شعار محدود و مقاومت نامحدود» پلان بعدي اين ماجراست که عبدالله بهاري فر به آن اشاره دارد. وي اعتقاد دارد که تفکيک جنسيتي شمشيري دو لبه است. وي دو لبه شمشير را به قشر فرهيخته جامعه و حاکميت تقسيم مي‌کند. و تاکيد دارد که سياست گذاري ها با جامعه هدف مشخص و ديالوگ هاي برنامه ريزي شده پيش مي‌روند. بهاري فر مي‌گويد: در چنين راه هايي بايد خواسته ها را تا حد امکان کوچک انتخاب کنيم و براي رسيدن به اين اهداف تا پاي جان ايستادگي کنيم هرچند کوچک باشند. در گذشته شاهد پافشاري برخي از مسئولان اجرايي در مقابله با اين دست ماجراها بوده ايم که مثمر ثمر نيز واقع شده است.

محکوم به شکست

اما دکتر حسن راغفر نظر ديگري دارد. وي مي‌گويد که اقداماتي همچون تفکيک جنسيتي از پيش محکوم به شکست هستند. راغفر اعتقاد دارد که جوانان نياز به کسب توجه از سوي جامعه دارند. وي به نقش مدرسان دانشگاه ها اشاره مي‌کند و مي‌گويد که آنها با بالابردن عزت نفس جوانان و ايجاد شغل و امنيت اقتصادي بهتر مي‌توانند مشکلات فرهنگي و اخلاقي جامعه را حل کنند. حال بايد ديد که تفکيک جنسيتي چه ارتباطي با فرهنگ جوان ايراني مي‌تواند داشته باشد.

خودآرايي عجيب و غريب

راغفر که خود يکي از اعضاي هيات علمي دانشگاه الزهرا(س) است اعتقاد دارد که به منظور اصلاح فرهنگ و اخلاق جوانان بهتر است نخست معيشت و اشتغال جوانان را تامين کرد. به باور بسياري از جامعه شناسان، اگر جوانان از امنيت شغلي و اقتصادي برخوردار باشند و شرايط مناسب براي ازدواج جوانان فراهم باشد، ديگر نيازي به تامين احتياج هاي روحي خود از طريق خودآرايي به اشکال عجيب و غريب نخواهند داشت. بسياري از روانشناسان نيز تاکيد دارند که بايد با ارتقاي توانايي هاي فردي عزت نفس جوانان را بالا برد و به آنها توجه کرد.و همچنين تفکيک جنسيتي را مي‌توان از نقطه نظر اقتصاددانان بررسي کرد. آنها مي‌گويند که کاستي ها در حوزه معيشت و رفاه مردم، فقدان شغل کافي، رشد فقر و نابرابري باعث بروز بسياري از مشکلات فرهنگي و اخلاقي جامعه مي‌شود. باز هم جامعه شناسان مي‌گويند برخوردهاي انضباطي به اين شکل مي‌تواند به لجاجت جوانان دامن بزند.

جوان را حساس نکنيد

به خوبي مي‌دانيم که دانشگاه از منزه ترين مکان ها در کشور هستند. جوان در خيابان با دنيايي کاملا متفاوت از دانشگاه روبرو مي‌شود. بسياري از جامعه شناسان بر اين باور هستند که تفکيک جنسيتي تنها به حساس شدن افراد نسبت به جنس مخالف خود مي‌انجامد. ريشه هاي مشکلات فرهنگي را بايد در جاي ديگر جستجو کرد. تفکيک جنسيتي خط پاياني براي حل مشکلات اخلاقي جامعه نيست.

جنسيت معنا ندارد

اساتيد دانشگاه باورشان اين است که دانشجويان همه با هم برابر هستند. جنسيت در نگاه شان معنا ندارد. چرا که هميشه افراد داخل کلاس تنها يک دانشجو هستند. زماني که کلاسها به صورت تفکيک شده برگزار مي‌شود، نگاه ابزارگونه به زن بيشتر مي‌شود و اين نگاه به بيرون از دانشگاه نيز کشيده مي‌شود. فضاي رقابتي و تعاملي زماني رشد خواهد کرد که دختر و پسر در کنار يکديگر مي‌نشينند و به بحث و تبادل نظر مي‌پردازند و حال بايد ديد، طرحي که هرازگاهي از زير خروارها خاک معضلات و مشکلات بيرون مي‌آيد، چه سرنوشتي پيدا خواهد کرد.

ابتکار




۳۰ میلیارد برای بیابان‌زدایی اطراف دریاچه ارومیه

54554مدیرکل دفتر امور بیابان سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری از اختصاص ۳۰میلیارد تومان برای مهار بیابان‌زایی در حوضه دریاچه ارومیه خبر داد.

به گزارش نشریه الکترونیکی نگاه، عباس کارگر با اشاره به برهم خوردن تعادل اکوسیستم حوضه دریاچه ارومیه و شهرستان‌های اطراف این دریاچه گفت: برای کاهش مشکلات اکوسیستم منطقه و کنترل بیابان‌زایی اقداماتی نظیر نهال‌کاری، بوته کاری، ایجاد بادشکن زنده و بادشکن غیرزنده، مدیریت روان‌آب‌ها و ساماندهی چرای دام انجام شده است.

آن‌طور كه كارگر مي‌گويد: در استان‌های آذربایجان شرقی و غربی برای تثبیت خاک پیرامون دریاچه ارومیه 5 هزار هکتار نهال‌کاری، 7هزار هکتار بوته کاری شده علاوه براين، 20 کیلومتر بادشکن‌ طبیعی و 10کیلومتر بادشکن غیر زنده ایجاد شده است.

وي گفت: اجرای طرح توسعه گززارها و اصلاح و احیای مراتع موفقیت‌آمیز بوده است و می‌تواند باعث ارتقاي امنیت اکولوژیکی شود.

همشهری آنلاین




حسود لایسود!

96654654راستش را بگویید! تا حالا به کسی حسودی کرده‌اید؟ شده گاهی از موفقیت، پیشرفت یا خوشحالی کسی از ته دلتان ناراحت شوید؟ اگر نشده که خوش به حالتان، دل بزرگی دارید. اما اگر يواشكي مي‌خواهيد جواب بدهيد «تا دلتان بخواهد»، براي شما امروز اينجا حرف‌هاي قشنگي داريم كه حتما مي‌توانيد با كمكشان حال دلتان را خوب كنيد

آتشي از جنس حسد

حسد در لغت به‌معناي بدخواهي و آرزوي زوال نعمت و سعادت ديگري است و در اصطلاح هم به معني آرزوكردن از بين رفتن نعمت كسي است كه استحقاق آن نعمت را دارد.حسود در واقع با خالق به‌خاطر اعطا و تدبيرش در نزاع است و خلاصه راضي به‌كار خدا نيست. ريشه حسد را اينطور بايد جست‌وجو كرد كه دل هم مثل جسم گاه و بيگاه مريض مي‌شود. اگر رسيدگي نكنيم مريضي‌اش يا بدخيم مي‌شود يا مزمن.حسد يكي از انواع همين مريضي‌هاست كه شديدا زمينه مزمن شدن دارد. طبع حسد را به آتش تشبيه كرده‌اند‌ چون كارش سوزاندن و به آتش كشيدن است.

سوزاندن خود و به آتش‌كشيدن ديگران و جالب اينكه بيش از همه حسود خود در آتش حسد مي‌سوزد. آنقدر شر است كه خداوند پيامبرش را امر كرده از شر حاسد و حسود به رب فلق پناه ببرد؛ چون حسود حاضر است زمين و آسمان را براي خاموش كردن آتشي كه به دامن دلش افتاده به آتش بكشد.چه زيبا مي‌گويد امير كلام، علي(ع): «آفرين بر حسادت! چه عدالت‌پيشه است! پيش از همه صاحب خود را مي‌كشد.» (شرح نهج‌البلاغه، ج1، ص316)

علائم باليني:

امام صادق(ع) مي‌فرمايند: لقمان به فرزندش گفت: حسود 3نشانه دارد: پشت سر غيبت مي‌كند، روبه‌رو تملق مي‌گويد و از گرفتاري ديگران شاد مي‌شود (خصال، ص121).

و امير مؤمنان علي(ع) مي‌فرمايند: تعريف بيش از استحقاق، چاپلوسي است و كمتر از استحقاق، از ناتواني در سخن و يا حسد است (نهج‌البلاغه، حكمت 347).

آثار و عواقبش: بزرگان ما، حسد را به آتشي كه هيزم ايمان را خاكستر مي‌كند تشبيه كرده‌اند.

پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايند: از حسادت بپرهيزيد، زيرا حسد نيكي‌ها را مي‌خورد چنان كه آتش هيزم را. (جامع الاخبار(شعيري) ص‌159)آثار بد حسد از منظر امام علي(ع): حسود راحتي ندارد و اين امر اسباب بيماري جسمي و روحي او مي‌شود.

حسد ريشه ايمان را مي‌خورد و انسان را تباه مي‌كند.

حسد حجاب قطوري در برابر معرفت و شناخت حقايق است

فرد حسود به همه حتي نزديكانش حسادت مي‌كند و اين اخلاق باعث از دست دادن دوستانش مي‌شود.

حسود هرگز به سيادت و آقايي نمي‌رسد.

حسود دائما درحسرت و اندوه است و گناهانش هم دائما در حال زيادشدن.

و سرانجام شايد مهم‌ترين نعمتي كه از حسود گرفته مي‌شود آرامش‌اش باشد.

هفت گام از آتش حسد تا گلستان آرامش

1- حسودي نكنيد، غبطه بخوريد

بنا نيست ما با طبيعت خودمان بجنگيم. چيز خوب را همه دوست دارند. وقتي ما چيز خوبي را كه خودمان نداريم پيش ديگري ببينيم خب معلوم است كه دلمان مي‌خواهد. اما مي‌شود اين دوست داشتن هزار و يك شكل به‌خود بگيرد.

غبطه يعني آرزو كني آنچه ديگري دارد، تو هم داشته باشي بدون اينكه آرزوي نابودي نعمت ديگري را داشته باشي اما حسد يعني اينكه بخواهي نعمتي را كه ديگري دارد، نداشته باشد حتي اگر خودت هم به آن نعمت نمي‌رسي.

پس شكل خوب اين گرايش مي‌شود غبطه خوردن و صورت ناخوش‌اش حسد ورزيدن.

امام صادق(ع) مي‌فرمايند: مؤمن غبطه مي‌خورد و حسادت نمي‌ورزد، منافق حسادت مي‌ورزد و غبطه نمي‌خورد. (كافي، ج2، ص307، ح7)

حتي پيامبران هم غبطه مي‌خوردند.

پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايند: حضرت موسي(ع) مردي را نزد عرش ديد و به جايگاه او غبطه خورد و در مورد او سؤال كرد. به او گفته شد كه اين شخص به آنچه خداوند از فضل خود به مردم داده است حسد نمي‌برد. (روضه‌الواعظين، ص 424)

پس به‌جاي حسودي كردن و غصه‌خوردن، رژيم غبطه‌خواري بگيريد، هم براي سلامتي‌تان مفيد است و هم شما را به تلاش بيشتر براي رسيدن به اهداف خوبتان تشويق مي‌كند

2- با شيطان درون لجبازي كنيد

در بيماري حسد، همواره موقعيت، امكانات يا پيشرفت ديگري باعث آزار دل ما مي‌شود و دائما مي‌خواهيم در درونمان آرزوي از بين رفتن همه امتيازاتي را در مردم داشته باشيم كه موجب برانگيختن حسادت ما شده‌اند.

يك راه درمان خوب، لجبازي با اين شيطنت و شيطان دروني است. اين از معدود مواردي است كه اتفاقا لجبازي‌كردن كار خوبي هم هست. اگرچه به‌عنوان يك قاعده تربيتي خوب، مي‌شود گفت لجبازي با نفس همه جا خوب است‌ و اين يعني به‌جاي گوش كردن به دستورات بيمارگونه‌اش برعكس عمل كنيم. او نفرين مي‌خواهد، ما دعا كنيم. او فناي نعمت ديگري را مي‌خواهد، ما بقاي نعمت و زيادشدنش را براي او از خدا بخواهيم. او مي‌خواهد شكست ديگري را آرزو كنيم، ما دعا كنيم اين ديگري موفق‌تر شود. آنقدر اين كار را ادامه دهيم تا گره دلمان باز شود. آن وقت است كه از بند حسد جسته‌ايم و آزاد شدن دلمان از گرفتاري و دردمندي رشك، لذت و آرامشي عجيب را نصيبمان مي‌كند. اولش سخت است اما بدانيم خداوند هم در عوض براي ما سرنوشتي بهتر را رقم خواهد زد.

فرشته‌اي در دستگاه خداوندي آفريده شده كه در حق هركس كه براي ديگري دعا كند صد هزار برابر آنچه خواسته است براي خودش طلب مي‌كند و دعاي اين فرشته رد نمي‌شود. پس دعا در حق ديگري مي‌شود يك تير و 2نشان؛ هم نجات از درد و رنج حسد و هم رسيدن به آرزوي قلبي خود

3- محبت كنيد

صفات خوب، خوبي‌ها را زياد مي‌كنند و صفات بد، بدي‌ها را.

اما جالب است كه جمع جبري صفات بد و خوب، ‌خيلي از قواعد رياضي تبعيت نمي‌كند شايد به‌خاطراينكه خالق كفه نيكي‌ها را ده‌برابر سنگين‌تر از بدي‌ها كرده و نتيجه‌اش اين شده كه به ما گفته‌اند حسنات، سيئات را از بين مي‌برند. حالا كه خداوند هم طرف نيكي‌هاست، چرا ما طرف مقابل باشيم.

محبت، بذر محبت در دل‌ها مي‌كارد و حسادت بذر كينه و دشمني. وقتي طعم محبت كردن را مخصوصا به كسي كه حسادتمان را برانگيخته بچشيم و از بازخورد خوشايندش كيف كنيم ديگر زير بار خودآزاري حسد ورزيدن نمي‌رويم.

اين ‌ مي‌شود لجبازي عملي در كنار مورد قبلي كه شايد بخواهيم با كمي خوش‌سليقگي نامش را لجبازي نظري بگذاريم.

گلستاني را كه ما وصفش مي‌كنيم در كلام امام صادق(ع) اينگونه آمده است: آدم ديندار چون مي‌انديشد، آرامش بر جان او حاكم است. چون خضوع مي‌كند، متواضع است. چون قناعت مي‌كند، بي‌نياز است. به آنچه داده شده، خشنود است. چون تنهايي را برگزيده از دوستان بي‌نياز است. چون هوا و هوس را رها كرده، آزاد است. چون دنيا را فرو گذارده، از بدي‌ها و گزندهاي آن در امان است. چون حسادت را دور افكنده، محبتش آشكار است. مردم را نمي‌ترساند، پس از آنان نمي‌هراسد و به حقوق آنان‌ تجاوز نمي‌كند، پس از گزندشان در امان است. به هيچ‌چيز دل نمي‌بندد، پس به رستگاري و كمال فضيلت دست مي‌يابد و عافيت را به ديده بصيرت مي‌نگرد، پس كارش به پشيماني نمي‌كشد. (امالي مفيد، ص 52، ح 14)

خيلي از دوستي‌هاي عميق و ماندگار از دل يك شروع بد اما يك تغيير و اتفاق خوب بيرون آمده‌اند.

امتحان كنيد شايد دشمن فرضي ديروز شما به دوستي شفيق و ماندگار براي فردايتان بدل شود.

4- رقابت كنيد به‌جاي حسادت

يكي از راهكار‌هاي خوب براي علاج صفات منفي، هدايت گرايش‌هاي مولد آنها به سمت و سوي صفات مثبت است. در مورد حسد هم از همين قاعده مي‌توان استفاده كرد. انرژي سركش و فزاينده حسد را كه مانند انفجاري مي‌خواهد از درون ما را متلاشي كند و از بيرون خلق خدا را، مي‌شود به نيروي محركه‌اي بدل كرد براي رقابت مثبت و جوانمردانه با ديگران تا هم باعث تخليه ايمن اين قواي سركش شود و هم به پيشرفت ما كمك كند. فضاي سالم رقابت، حوزه درمان بسياري از ناهنجاري‌هاي فكري و رفتاري ماست كه در شرايط رهاشدن يا انفجار‌هاي كنترل نشده مي‌توانند اسباب تخريب‌هاي عجيب و غريبي باشند. پس رقابت كنيد به‌جاي حسادت اما جوانمردانه.

5- يك كم خودخواه باشيد

هميشه مي‌گويند خودخواهي بد است اما شايد اگر در مورد حسد، درست‌ خودخواه باشيم اتفاقا خوب هم هست. امام علي(ع) مي‌فرمايند: حسادت نتيجه‌اي جز زيان و ناراحتي كه دلت را سست و تنت را بيمار مي‌گرداند به بار نمي‌آورد (بحارالانوار، ج73، ص256، ح29).

وقتي نتيجه حسادت جز لطمه زدن به‌خود و مريضي، چيز ديگري نيست جسارتا مريض كه نيستيد،خب بياييد كمي خودخواه باشيد. لااقل كاري نكنيد كه به‌خودتان لطمه بزنيد.

رها كنيد اين حسادت‌ها را. بگذاريد حال و هواي دلتان بهاري شود.

6- به روزي خود راضي باشيد

روزي هركس مانند رژيم غذايي مناسب اوست كه البته با عوامل متعددي ازجمله تلاش مي‌توان بهترش كرد. واقعيت اين است كه رشك بردن به شرايط ديگران مثل درخواست غذايي است كه شايد براي شما ضررش بيشتر از منفعتش باشد. اگر ما به روزي خود راضي باشيم و صرفا متوجه افزايش آن از مسير درستش باشيم ديگر در دام حسد گرفتار نمي‌شويم. سهم خود را از موفقيت‌ها، بدون توجه به آنچه ديگران درو مي‌كنند، خوشه‌چيني مي‌كنيم. خوش‌تر زندگي مي‌كنيم و آتش حسد هم به خرمن زندگي‌مان نمي‌افتد. خدايي اينطور زندگي كردن لذت‌بخش‌تر نيست؟

7- ‌خاله‌زنك نباشيدافرادي كه اهداف مشخص در زندگي خود دارند و براي رسيدن به آنها مصمم هستند وقت رصدكردن ديگران و سركشي‌كردن در احوالات مردم را ندارند.

آنها خودآگاه يا ناخودآگاه سرك كشيدن به‌ زندگي ديگران را اسباب باز ماندن از اهدافشان و مايه عقب افتادن خودشان از زندگي مي‌دانند. سرشان به‌كار خودشان است و تلاش‌شان معطوف استفاده لحظه به لحظه از زندگي. كنجكاو اخبار ريز و درشت و بي‌فايده از خلوت مردم نيستند، غيبت نمي‌كنند، خاله زنك نيستند، در زندگي ديگران تجسس نمي‌كنند و علاقه‌اي هم براي كشف نقاط نامكشوف در زواياي پيدا و ناپيداي زندگي خصوصي ديگران ندارند. به لطف تمامي اينها، هم اسباب مقايسه و حسادت برايشان كمتر پيش مي‌آيد و هم موفق‌ترند.

برعكس اين حال و روز را با جايگزيني افعال معكوس در چند جمله بالا مي‌توانيد دريابيد.

پس براي راحتي و موفقيت بيشتر خودتان حواستان را به زندگي خودتان معطوف كنيد، هم سالم‌تر مي‌شويد، هم موفق‌تر و هم ديگر اثري از آثار حسادت در گوشه گوشه دلتان پيدا نمي‌كنيد. همشهری آنلاین




به همخانه نیازمندیم ترجیحا یک “خانوم”!




“زنان” و سایه ی سنگین سوگیری های جنسیتی

«سوگیری جنسیتی» مفهومی است که با رسوب تاریخی بر ذهن و زبان فرد و جامعه، ریشه ی بسیاری از نابرابری های زنان با مردان در عرصه های گوناگون بوده است.

جنسیت یکی از نخستین مولفه های برساخت هویت افراد است که از تولد و ابتدای زندگی به شکل زنانگی یا مردانگی به بخش مهمی از ساخت هویتی فرد در نزد خود و جامعه تبدیل می شود. همین مساله سبب شده تا جنسیت با شکل دادن به نقش های خصوصی و عمومی زن و مرد حتی منجر به ایجاد برخی ساختارهای اجتماعی شود. به عنوان مثال شکل گیری نظام های ابتدایی حاکمیت و توزیع قدرت در قبایل، پیرامون مفهوم جنسیت به ایجاد سلسله مراتب های پدرسالارانه و به باور برخی تاریخ شناسان حتی مادرسالارانه منجر شد.

رسوب تاریخی تعاریف و کارکردهای جنسیتی سبب شده تا در سال های نخستین هزاره ی سوم میلادی نیز همچنان شاهد نقش پررنگ زنانگی و مردانگی در جایگاه اجتماعی و کسب موقعیت ها و فرصت ها در جوامع گوناگون باشیم.

در بسیاری از کشورهای عربی زنان همچنان از حقوق ابتدایی نظیر حق رای و رانندگی بی بهره اند. در کشورهای شرق آسیا نظیر ژاپن و کره ی جنوبی زنان هنوز در تاروپود سنت های کهن با نابرابری هایی نهادینه دست به گریبانند. حتی در کشوری چون ایالات متحده ی آمریکا انگاره های جنسیتی ناپیدا سبب شده تا زنی تاکنون نتواند در مقام رییس جمهوری به کاخ سفید راه یابد.

از دید بسیاری، وجود تفاوت های ذاتی-به طور مشخص جسمی و عاطفی- بین زنان و مردان، دلیل بسیاری از انگاره های جنسیتی است. البته شماری از «فمینیست ها» (طیف های گوناگون طرفدار حقوق زنان و رفع نابرابری های جنسیتی) بسیاری از ویژگی های متمایز زنان و مردان همچون خصوصیت های عاطفی را نه برآمده از جنس بلکه ناشی از هویت برساخته ی ابتدایی می دانند و به طور کلی اعتقادی به تفاوت ظرفیت زنان و مردان در پذیرفتن نقش های فردی و اجتماعی به واسطه ی تفاوت های جنسی ندارند.

با وجود چنین باورهایی، ناگفته پیدا است که زنان و مردان با هم تمایز دارند؛ مساله یی که افزون بر بازتولید نقش های پذیرفته شده ی جنسیتی از سوی زنان و مردان، پیامدهایی چون سوگیری های جنسیتی را نیز به بار آورده است.

سوگیری جنسیتی؛ مفهوم و چرایی

برای رسیدن به یک تعریف مشخص و دقیق از سوگیری جنسیتی، ابتدا باید شناخت دقیقی از جنس و تفاوت آن با جنسیت داشت. «استفانی گِرت» جامعه شناس انگلیسی و نویسنده ی کتاب «جامعه شناسی جنسیت» در این زمینه نوشته است: اصطلاح جنس بر تفاوت‏ های بیولوژیک میان زن و مرد دلالت دارد، حال آنکه جنسیت، ناظر بر ویژگی‏ های شخصی و روانی است که جامعه، آن ‏ها را تعیین می‏کند.

یکی دیگر از تعریف های دقیق واژه ی جنسیت از سوی «سیمون دوبووار» فیلسوف و نویسنده ی فرانسوی ارایه شده است. وی در سال 1949 در کتاب مشهورش با نام «جنس دوم» در پاسخ به این پرسش که زن چیست؟ بیان کرد: زن چیزی جز نتیجه و محصول نیروهای اجتماعی و اقتصادی نیست.

به عقیده ی دوبووار، زن از شکم مادر متولد نمی شود، بلکه زیر شرایط اجتماعی و اقتصادی است که به یک زن تبدیل می شود.

با توجه به آنچه گفته شد و این نکته که هر جامعه یی تعیین کننده ی انتظارات افراد آن از جنس های مختلف است می توان گفت، سوگیری های جنسیتی مجموعه یی از باورهای فرهنگی و اجتماعی شکل گرفته در ذهن افراد جامعه است؛ باورهایی که قابلیت ها و ویژگی های خاصی را به افراد، یعنی زن و مرد نسبت می دهند و خانواده، نهادهای آموزشی، گروه های همسالان، رسانه ها و دیگر نهادهای فرهنگی و اجتماعی در شکل گیری و تشدید باورهای یاد شده موثرند.

«حسن بهرامنی» روانشناس در گفت و گو با گروه پژوهش های خبری ایرنا، سوگیری جنسیتی را تابعی از فرهنگ و وضعیت اجتماعی جامعه دانست و گفت: سوگیری جنسیتی به معنای برتری یک جنس بر جنس دیگر، تابعی از فرهنگ، سنت، اعتقادات و خرافات است.

وی رواج گزاره هایی مانند «دختر متعلق به دیگران است»، «پسر نان آور خانه است»، «نام فامیلی خانواده تنها با پسر ادامه پیدا می کند» در جامعه را محرک هایی برای سوگیری جنسیتی برشمرد.

یکی از مهم ترین نظریه هایی که به تبیین دلایل شکل گیری الگوها (یا الگوواره های) جنسیتی و به عبارتی سوگیری جنسیتی در جامعه پرداخته است نظریه ی «یادگیری اجتماعی» است. در این نظریه، کودک موجودی پذیرای نیروهای محیط معرفی می شود که ساخته و پرداخته ی جامعه، والدین، همسالان و رسانه ها است.

در بیشتر مواقع، خانواده نقش مهمی در جامعه پذیری کودکان دارد. خانواده ها از ابتدا دختران را برای دستیابی به نقش خود به عنوان یک زن آموزش می دهند و پسران را برای قبول نقش مردانه به عنوان سرپرست خانواده آماده می سازند. به این ترتیب، تفکیک شغل ها در همان اول زندگی از سوی خانواده به کودکان القا می شود و آنان برحسب دختر یا پسر بودن برای نقش پذیری اجتماعی در آینده تربیت می شوند. در چارچوب ذهنی یاد شده، این تفکر که وظیفه ی زن خانه داری و پرورش فرزندان است و مردان نان آور خانه محسوب می شوند، یکی از سوگیری های غالب در جامعه ی ایرانی بوده است.

در چارچوب آموزش های رسمی و ساختاری کشور، همه ی شخصیت های قهرمان مانند «دهقان فداکار» و «پطروس» مذکر هستند و در برابر، «کوکب خانم» به عنوان مادری فداکار و مهربان و دختری با نام «کبری» که فراموش کار است و نمی داند کتابش را کجا گذاشته به عنوان نماد یک زن در کتاب های درسی دوران دبستان ما معرفی شده اند.

به باور برخی ناظران، در سال های گذشته سیاست های آموزشی و برنامه های رسانه ی ملی ما نیز به صورت مستقیم و غیرمستقیم موجب گسترش الگو های جنسیتی شده است.

در کنار انگاره های جنسیتی سنتی، بازتولید الگوهای جنسیتی در چهره ها و قالب های نو، مساله یی است که در سال های اخیر در رسانه ها نمود بسیاری داشته است. در بسیاری از کشورها از جمله ایران در تبلیغات بازرگانی رسانه ها، از زنان برای تبلیغ لوازم خانگی و آشپزی و از مردان برای بازی نقش های مدیریتی، تبلیغ تلفن همراه، رانندگی و … استفاده می شود. یکی دیگر از نمودهای سوگیری جنسیتی، در نظر گرفتن شغل های متفاوت برای زنان و مردان در بسیاری از جوامع است.

«عالیه شکربیگی» جامعه شناس و مدرس دانشگاه آزاد در گفت و گو با گروه پژوهش های خبری ایرنا، یکی از مهمترین دلایل شکل گیری الگو های جنسیتی در کشور را مربوط به فعالیت و نقش رسانه ها می داند که سوگیری های جنسیتی را خواسته یا ناخواسته ترویج می دهند.

رویکرد دیگری که سعی دارد نگاه جنسیتی را از جنبه ی سیر تاریخی آن مورد بررسی قرار دهد، رویکرد «مردم شناسانه» است. این رویکرد با تاکید بر ریشه های فرهنگی و تاثیر آن بر نوع رفتار مردانه و درنتیجه شکل گیری مردانگی، سعی دارد فرهنگ مردسالاری و نوع نگاه به زنان را در سیر تاریخی یک جامعه مورد بررسی قرار دهد.

از سال های گذشته تاکنون، مردان سنگ زیرین آسیاب نهادهای اجتماعی و در وهله ی نخست، خانواده بوده اند. بر پایه ی همین الگو، فرزند پسر میراث دار خانوادگی تلقی و خانواده در صورت نداشتن پسر مقطوع النسل محسوب می شود و میراث وی به دیگران می رسد. این تفکر هنوز در برخی خرده فرهنگ های کشور ما قابل دیدن است.

شکربیگی با اشاره به تلقی های نادرست از جنس کودک در برخی از مناطق کشور گفت: نگاهی که ما به فرزند خود داریم نباید بر اساس جنس بلکه باید نگاهی انسان گونه باشد زیرا فرزند در دامن خانواده با معنای جنس و الگوهای جنسیتی آشنا می شود.

وی در ادامه یادآور شد: ما در جامعه شاهد یک نگاه تک فاعلی هستیم و باید این نگاه جای خود را به دو فاعلی و حضور گسترده ی 2 جنس دهد تا ما بتوانیم از توانایی های زنان در جامعه استفاده کنیم.

او در پاسخ به پرسشی در زمینه ی گستره ی نگاه جنسیتی در جوامع گفت: تبعیض جنسیتی تنها خاص کشور ما نیست و در همه جا وجود دارد ولی در برخی از کشورها سوگیری جنسیتی تعدیل شده است. با این حال، در جامعه ی ما به خاطر برخی نگاه ها به جنس مخالف، شاهد تداوم سوگیری های جنسیتی در قبال زنان هستیم.

سوگیری جنسیتی و پیامدهای آن

نخستین پیامد تحکیم الگوواره های جنسیتی را می توان برکنار ماندن زنان از امکان حضور در بسیاری از نقش های سیاسی، اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی و قدرت نمایی در این عرصه های گوناگون دانست. به عبارتی دیگر، تداوم و تحکیم سوگیری های جنسیتی به آسیب بزرگی چون «تبعیض جنسیتی» انجامیده که خود متغیری واسطه در بروز دیگر آسیب ها بوده است.

در این زمینه، بهرامنی یکی از مهمترین آسیب های تبعیض جنسیتی را سرخوردگی می داند. وی با اشاره به مشکلاتی که برای انسان های سرخورده در جامعه به وجود می آید، گفت: بیماری های مختلف روانی مانند افسردگی یکی از مهم ترین مشکلاتی است که گریبان افراد سرخورده را می گیرد و این خود موجب می شود آنان در بسیاری از مسایل زندگی خصوصی از جمله در مسایل زناشویی دچار مشکلاتی شوند؛ مشکلاتی که زمینه های طرد آنان از جامعه را فراهم می کند.

خشونت علیه زنان از دیگر آثار و نتایج تشدید سوگیری های جنسیتی در جامعه است. زمانی که الگوواره های مسلط بر جامعه مرد را صاحب قدرت و زن را موجودی ترسو در کودکی بار می آورد، نباید انتظار داشت مردی که با تفکر زورسالاری بزرگ شده و خود را برتر از جنس مخالفش می پندارد در برخورد با زنان رویه یی دیگر را در پیش گیرد.

خشونت های کلامی، جسمی و جنسی علیه زنان و طلاق هایی که امروزه به خاطر این خشونت ها در جامعه رخ می دهد خود مصداق بارزی از پیامدهای منفی الگوهای جنسیتی بوده که در دوران مختلف در ذهن افراد شکل گرفته است.

فشارهای ناشی از این آسیب ها و تلاش برای رهایی از سنگینی الگوواره هایی که به لحاظ تاریخی سایه ی خود را بر سر زنان انداخته است، در سال های گذشته زمینه ساز بسیاری از جنبش های اجتماعی شده است. در این ارتباط، ظهور جنبش های فمینیستی را می توان از پیامدهای آشکار تشدید سوگیری های جنسیتی به شمار آورد.

گذشته از پیامدهای سوگیری های جنسیتی که از آن یاد شد، بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران مهمترین و اصلی ترین نتیجه ی تحکیم الگوواره های غیرقابل انعطاف جنسیتی را بی بهرگی جامعه از توان و استعدادهایی می دانند که در ایفای نقش فعالانه ی زنان در زمینه های گوناگون نهفته است.

در شرایطی که در جوامع غربیِ پس از دوران نوزایی، همچنان زنان به دلیل حاکمیت الگوواره های سنتی و جنسیتی از حضور موثر در عرصه های گوناگون سیاسی-اجتماعی و اقتصادی برکنار بودند، وقوع انقلاب صنعتی در اروپا (در اواسط قرن هجدهم) نقش آفرینی گسترده ی زنان در پیشبرد اهداف این انقلاب را ناگزیر ساخت و بدین ترتیب زنان رفته رفته نقش هایی مشابه مردان بر عهده گرفتند.

تحولاتی چون وقوع جنگ های جهانی اول و دوم نیاز به گسترش حضور زنان در عرصه های گوناگون اعم از صنعتی، اقتصادی، تجاری و حتی نظامی-دفاعی را افزایش داد. همین موضوع سبب شد تا زنان برای برقراری توازن بین نقش های تازه ی خود و بایسته های فعالیت های سیاسی و اجتماعی از حقوقی همچون حق رای نیز برخوردار شوند.

امروزه بسیاری از اندیشمندان حوزه های مختلف بر این موضوع اتفاق نظر دارند که مهم ترین پیش نیاز توسعه در زمینه های مختلف، مشارکت بیشینه ی اعضای جامعه یا به عبارتی شهروندان یک کشور است.

هرچند کسی نمی تواند ادعا کند زن و مرد در شرایط مختلف برابر هستند ولی امروزه و با پیشرفت هایی که در حوزه های مختلف صورت گرفته است، این باور تقویت شده که زنان به عنوان کسانی که نیمی از جمعیت جامعه را تشکیل می دهند و نیمی دیگر را نیز به دنیا می آورند، می توانند نقش مهمی در فرایندهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی داشته باشند.

باید توجه داشت که پذیرش مسوولیت از سوی زنان در عرصه ی کار و فعالیت اجتماعی نه تنها مانع اجرای وظایفی چون مادری نیست بلکه روحیه و کارایی آنان را در این زمینه تقویت می کند. در حقیقت، اشتغال زنان در خارج از خانه آنان را با واقعیت های اجتماعی رو به رو می سازد که حاصل آن افزایش ظرفیت مسوولیت پذیری، مواجهه و کشمکش با مشکلات بیرون از خانه، هوشیاری و خلاقیت بیشتر است.

بایسته های تعدیل سوگیری های جنسیتی

همچنان که گفته شد، سوگیری جنسیتی رفتاری است که می تواند آسیب های فراوانی را به دنبال داشته باشد. از دید کارشناسانی چون بهرامنی تداوم نگاه مردسالارانه در خانواده ها حتی موجب شکل گیری یک پدیده ی جنسیتی با نام «تضاد جنسی» می شود که بنا به تعریف آن، دختر دوست دارد پسر باشد تا بتواند از امتیازاتی که خانواده ها برای پسران قایل هستند، بهره ببرد.

برخی دیگر چون شکربیگی بر این باورند به رغم تنگناهای برآمده از الگوهای جنسیتی امروزه زنان و دختران ایرانی در بیشتر زمینه ها توانسته اند توانایی های خود را اثبات کنند. به عنوان مثال، زنان بیش از 60 درصد از ظرفیت دانشگاه های کشور را از آن خود کرده اند. البته به رغم این اثبات توانایی در علم آموزی، در کشور ما تنها چیزی نزدیک به 13 یا 14 درصد از فارغ التحصیلان زن دانشگاه ها به استخدام دستگاه های دولتی در می آیند.

شکربیگی یکی از مهم ترین راهکارها برای کمرنگ شدن سوگیری های جنسیتی در جامعه را گسترش آگاهی ها می داند و نیز تاکید می کند: این تفکر که می خواهند زن ایرانی را به محیط خانه برگردانند تفکر درستی نیست زیرا امروز زنان ما می توانند در حوزه های مختلف فعالیت های زیادی در جامعه داشته باشند و این به معنای نفی حس مادری یک زن نیست.

در این زمینه، بهرامنی نیز نظری نزدیک به شکربیگی دارد. وی با اشاره به توانایی های مختلف زنان در جامعه بر این باور است که یکی از مهم ترین راهکارها برای تعدیل نگاه های کلیشه یی به جنس مخالف، استفاده ی برابر از توانایی های زنان در جامعه است تا آنان نیز بتوانند استعدادهای نهفته ی خود را شکوفا کنند. وی یکی از لازمه های این راهکار را تقویت حس خودپنداری در فرزندان می داند که باید با آموزش های صحیح از طرف خانواده در فرزندان ایجاد شود.

ایرنا

 




مهم‌ترین حوزه دخالت دولت، رفاه اجتماعی است

24224524رفاه اجتماعی دارای شاخص‌هایی است و درصورتی که محقق شود رفاه در جامعه برقرار می‌شود. یکی از این شاخص‌ها مربوط به توسعه انسانی است. یکی دیگر از شاخص‌هایی که سازمان‌های بین‌المللی برای رفاه اجتماعی تعریف می‌کنند شاخص‌های ترکیبی است

رفاه اجتماعی تعبیری است معطوف به وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی كه حفظ كرامت انسانی و مسئولیت‌پذیری افراد جامعه، در قبال یكدیگر و ارتقای توانمندی‌ها، از اهداف آن است. توانایی یک فرد، گروه یا ملت برای فراهم آوردن خوشبختی، امنیت و تولید محصولات مناسب است که مردم را قادر می‌سازد بر اساس تعاریف خاص خودشان، خوب زندگی کنند. رفاه کمک می‌کند تا جایی در فکر مردم باز شود تا آنها بر اساس اولویت‌های مدنظرشان به یک زندگی سالم و معنوی دست یابند و دیگر هر روزه نگران آنچه برای حیاتشان الزامی است، نباشند. رفاه اجتماعی را می‌توان جزء مهم‌ترین نیازهایی نام برد که هر فرد برای زندگی در جوامع مختلف به آن نیاز دارد که درصورت عدم تحقق آن زندگی در این جوامع با مشکلات زیادی همراه خواهد بود. اهمیت این رفاه اجتماعی به حدی است که در خیلی از جوامع ازجمله ایران، وزارتخانه‌ای به آن اختصاص داده شده است که به حل مشکلات شهروندان و ایجاد شرایط مناسب برای افزایش رضایت اجتماعی می‌پردازد.اما برای اینکه در کشوری جامعه و دولت رفاه ایجاد شود همیشه یکسری شاخص‌ها و یک سری اقدامات نیاز است که به شهروندان رضایت کامل را بدهد و با انجام سیاستگذاری‌های متنوع در این حوزه به رفاه اجتماعی جامه عمل بپوشاند. این سیاست‌ها باید به نحوی باشند که شرایط اجتماعی سخت را به شرایط رفاه اجتماعی تبدیل کنند.

درباره رفاه اجتماعی و وضعیت ایران در این زمینه فرشید یزدانی، سیاست‌گذار مسائل اجتماعی و کارشناس حوزه رفاه اجتماعی به «آرمان» می‌گوید: دولت اصلاحات به بحث رفاه اجتماعی توجه زیادی کرد.  با توجه به آنکه در کشور ایران توجه به رفاه اجتماعی مردم از اهمیت زیادی برخوردار است، تعریف رفاه اجتماعی چیست؟ و آیا توجه کافی به این زمینه می‌شود یا خیر؟
مبنای رفاه اجتماعی در جوامع مدرن با ایجاد دولت ملت‌ها در قرن 19 و 20 شکل گرفت و تا حدی به دولت‌ها مشروعیت بخشید. براساس آن یکی از وظایف دولت‌ها این شد که آنها به عدالت اجتماعی بپردازند که بر اساس آن تمام افراد جامعه بتوانند از حداقل‌هایی  برخوردار شوند؛ البته این حداقل‌ها در هر جامعه‌ای متناسب با شرایط موجود در آن جامعه است.این حداقل‌های رفاه اجتماعی در حوزه‌های مختلف از جمله حوزه بهداشت، سالمندی، کودکی و… باید اعمال شود. باید مجموعه‌ای کامل  برای هر فردی که پا به دنیا می‌گذارد ایجاد شود تا از حقوق اولیه خود برخوردار باشد و بتواند از آنها در راستای رفاه خود استفاده کند. نکته دیگر درمورد رفاه اجتماعی، توجه به حقوق اجتماعی و شهروندی مردم است که در یک قرن گذشته از اهمیت بیشتری برخوردار شده است.
 با توجه به اهمیت این موضوع در کشورهای جهان، شاخص‌های رفاه اجتماعی چه مواردی هستند؟
رفاه اجتماعی دارای شاخص‌هایی است و درصورتی که محقق شود رفاه در جامعه برقرار می‌شود. یکی از این شاخص‌ها مربوط به توسعه انسانی است. یکی دیگر از شاخص‌هایی که سازمان‌های بین‌المللی برای رفاه اجتماعی تعریف می‌کنند شاخص‌های ترکیبی است؛ مانند ضریب جینی از توزیع درآمد. البته این شاخص به تنهایی کارآمد نیست و باید در کنار آن شاخص‌های دیگری نیز تعریف شود. شاخص دیگر، سطح سلامت است که متناسب با معیار‌هایی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال کودکانی که بعد از تولد توانایی زنده ماندن را دارند. این امر نشان می‌دهد که کاهش مرگ و میر کودکان یکی از شاخص‌های مهمی است که در سطح سلامت باید به آن توجه شود. تحت پوشش قراردادن شهروندان در گسست احتمالی زندگی، مانند بیماری، بیکاری، نقص عضو و… یکی از شاخص‌های دیگری است که حوزه رفاه اجتماعی باید به آن اهمیت دهد.
 آیا ایران از لحاظ برخورداری از این شاخص‌ها در وضعیت مطلوبی قرار دارد؟
رفاه اجتماعی عملی فرابخشی است؛ از حوزه‌های تغذیه، محیط زیست و… شروع می‌شود و به حوزه‌ای دارای اهمیت بیشتر ختم می‌شود. همه این موارد ازجمله‌های شاخص‌های رفاه اجتماعی هستند و می‌توانند رضایت اجتماعی ایجاد کنند.
البته در هر منطقه با توجه به شرایط حاکم در آن این شاخص‌ها تا حدی تفاوت دارند و برخورداری از آنها می‌تواند به رضایت شهروندان بینجامد. در ایران به‌رغم امکانات وسیعی که از آن برخوردار هستیم، این شاخص‌ها در کلیت آن وضعیت مطلوبی ندارد و در سال‌های اخیر افت پیدا کرده است. این کاهش کیفیت شاخص‌ها را می‌شود در حوزه‌های مختلف مشاهده کرد؛ به‌عنوان مثال در حوزه محیط زیست، وقتی تخریب محیط زیست صورت می‌گیرد و دریاچه‌ها و رودهای کشور مانند زاینده‌رود و دریاچه ارومیه خشک می‌شوند، به‌طور یقین تاثیر نامطلوبی در چارچوب زندگی شهروندان کشور به‌ویژه شهروندان ساکن آن منطقه می‌گذارد. در بعضی از موارد نیز شاخص‌ها روند مطلوبی دارد؛ به‌عنوان مثال، در کاهش مرگ‌ومیر‌ها عملکرد خوبی داشته‌ایم  و بعد از انقلاب جمعیت روند رو به رشدی به خود گرفته است و دلیل آن نیز تا حدی ایجاد خانه‌های بهداشتی بود که در مقطعی از زمان، در بعضی از مناطق کشور راه‌اندازی شد. متاسفانه به بخش رفاه  توجه کمی می‌شود و در تخصیص بودجه، اولین بخشی است که در بودجه از رقم آن کم می‌شود. به‌عنوان مثال در بودجه امسال، رقم واقعی بودجه تخصیص داده شده به حوزه رفاه اجتماعی با توجه به نرخ تورم، کاهش داده شده است و حتی در بعضی مواقع نیزاین تخصیص‌ها رشد قابل قبولی ندارد. به همین دلایل است که همه‌ساله به کمبود بودجه در آموزش  و پرورش، وزارت بهداشت و سایر سازمان‌های مرتبط با حوزه رفاه اجتماعی مواجه می‌شویم که امسال نیز این اتفاق افتاد و افزایش بودجه در این حوزه صورت نگرفت.
 در ایران مداخلات دولتی در بحث رفاه اجتماعی به چه صورت بوده است؟ آیا از شرایط خوبی برخوردار است؟
مداخلات دولتی متاسفانه در این زمینه خوب نبوده است که مصداق آن نیز همین کمبود بودجه است. در حوزه کودکان، آسیب‌های زیادی وجود دارد که به آن توجه شایانی نشده است. به عنوان مثال  حدود 25 درصد از کودکان ما خارج از چرخه تحصیل قرار دارند که همین امر به‌خوبی نشان می‌دهد که ضعفی اساسی در فعالیت‌های دولتی در حوزه رفاه اجتماعی وجود دارد. در حوزه‌های مربوط به حمایت از  بیمه‌های اجتماعی، حجم بدهی دولت به صندوق‌های بازنشستگی  نشان‌دهنده یک نوع رویکرد اشتباه در حوزه رفاه اجتماعی و بیمه‌های اجتماعی است. به نظر من حوزه مداخله دولت حوزه‌ای کمرنگ است درحالی که مهم‌ترین حوزه‌ای که دولت باید در آن مداخله کند، حوزه رفاه اجتماعی است. دخالت به این معنا که شرایطی را ایجاد کند که سازوکارهای این حوزه به‌درستی انجام شده و بهتر دیده شود.در چند سال اخیر  با ادغام وزارت کار و تعاون و رفاه، توجه به رفاه اجتماعی تا حد زیادی کاهش یافت. به همین دلیل انتظار من ار دولت این است که این وزارت‌ها را دوباره تفکیک کند. البته در دولت آقای خاتمی این موضوع اهمیت پیدا کرد و در این دوران وزارت رفاه تاسیس شد. نگاه در دوره آقای خاتمی نگاهی مثبت بود که این حوزه باید دارای متولی خاص خود باشد و ادغام کردن آن در این دولت امری غلط محسوب می‌شد. اما بعدها با ادغامی که صورت گرفت که متاسفانه ادامه نیز دارد، این نگاه به حوزه رفاه اجتماعی توسط دولت، تا حد زیادی کمرنگ شد.
وزیر تعاون و رفاه اجتماعی عنوان کردند که رفاه اجتماعی از اولویت‌های این دولت است، با توجه به این صحبت‌ها آیا در این حوزه تاکنون اقدام و عملی صورت گرفته است که بتوان بر این صحبت‌ها صحه گذاشت؟
به نظر من تاکنون چنین اقدامی صورت نگرفته است زیرا این توجه به یک حوزه را ابتدا باید در تخصیص بودجه مشاهده کرد. در بودجه امسال نیز توجه زیادی به حوزه رفاه اجتماعی نشده است. به‌عنوان مثال در حوزه اشتغالزایی که برای دولت حائز اهمیت است نیز هیچ اتفاق قابل‌قبولی انجام نشده است.به نظر من شاخص‌های رفاه اجتماعی و توجه به آن را باید در این موارد پیدا کرد و نحوه نظارت به این حوزه را به این نحو تشخیص داد.
به نظر شما چه اقداماتی باید در کشور صورت بگیرد تا رفاه اجتماعی به نحوی شایسته در ایران تحقق یابد؟
به‌نظرم باید این حوزه، موضوع دولتمردان ما شود. وقتی این موضوع مورد پیگیری دولتمردان ما قرار بگیرد، اهمیت آن بهتر درک می‌شود به‌طوری که آنها نیز با جدیت بیشتری درصدد بهبود وضع این حوزه در کشور برمی‌آیند. یکی از گام‌های مطلوب جهت تحقق رفاه این است که وزارت و ساختار متناسب با این حوزه ایجاد شود که متاسفانه بحث رفاه اجتماعی به یک معاونت با حجم محدودی تقلیل یافته است. در حوزه‌های رفاه اجتماعی ما مشکلات زیادی داریم که باید به آن پرداخته شود بخشی از آن مربوط به آسیب‌های اجتماعی است که بسیار کمرنگ شده است. کودکان کار، کودکان خارج از چرخه تحصیل و… از مشکلاتی است که هنوز دولت نتوانسته است متولی خاصی برای آنها به وجود آورد تا به این وسیله بتواند مسئولیت‌های این حوزه را به این متولی واگذار کند و رفع مشکلات این حوزه را از آنها درخواست کند. البته بخشی از وزارت رفاه و تعاون به این قبیل موارد می‌پردازد اما تاکنون عمل قابل دفاعی انجام نشده است. به نظر من پاشنه‌آشیل دولت‌ها،حوزه‌های اجتماعی به‌ویژه رفاه اجتماعی شهروندان است که باید به آن به نحو بهتری پرداخته شود.
پس از انقلاب اکثر دولت‌ها به موضوع رفاه اجتماعی اهمیت زیادی داده و به آن تاکید کردند، ارزیابی شما از کار این دولت‌ها در حوزه رفاه اجتماعی چیست؟
در نگاه اجمالی به عملکرد این دولت‌ها باید گفت که درباره عملکرد دولت آقای روحانی زود است که به قضاوت بپردازیم اما آقای خاتمی در این حوزه موفق‌تر بود، زیرا با توجه به برنامه‌ها و نیازها در این حوزه برای آن ساختار قابل قبولی ایجاد کرد، به‌طوری که در این راستا چند سال نیز بحث‌هایی درباره بخش‌های مختلف آن صورت گرفت که درنهایت درسال 81 وزارت رفاه را تشکیل داد. در دوره اصلاحات در سایر حوزه‌هایی که به رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی اثرگذار بود نیز توجه فراوانی شد. در دوره آقای خاتمی رشد اقتصادی بیشتر از برنامه‌های سوم توسعه و بخشی از برنامه‌های دوم توسعه بود و نرخ رشد بالاتری نیز در این دوره به دست آمد؛ البته این درحالی است که در این سال‌ها درآمد نفتی بسیار پایین بود هزینه‌ها از جاهای دیگری تامین می‌شد. شاخص‌ها در کل نشان می‌دهد که دوره اصلاحات در این حوزه بهتر عمل کرده است. در دولت کنونی و دولت قبل برای مسکن مهر، هزینه‌های زیادی شد که نتیجه مطلوبی به بار نیاورد، اما در زمان آقای خاتمی طرحی برقرار شد که می‌توانست نتایج خوبی داشته باشد اما این طرح در دولت‌های بعدی حذف شد. این طرح برنامه‌های خوبی در حوزه‌های مختلف سلامت و… داشت که  با 32هزار میلیارد می‌توانست به نتیجه برسد و وضعیت مسکن در کشور را تا حد زیادی بهبود ببخشد، ولی امروز بیشتر از 40 هزار میلیارد در مسکن مهر هزینه شد و هیچ اتفاق مطلوبی انجام نشد. البته شواهد نشان می‌دهد که در حوزه‌های دیگر ازجمله سلامت، جرم و… نیز دولت قبل عملکرد مطلوبی نداشت. درمورد دولت آقای روحانی قضاوت زود است.
 یکی از شاخص‌های رفاه اجتماعی بحث بیمه‌های خدمات اجتماعی است. به نظر شما بیمه‌های اجتماعی درحال حاضر در چه وضعیتی قرار دارند؟
بیمه‌های اجتماعی یک فعالیت کلان مستقل از دولت است زیرا به آن بودجه‌هایی مستقل از بودجه‌های دولت تخصیص داده می‌شود. اما یک عمل اشتباه که در حوزه بیمه‌های اجتماعی صورت گرفت که هنوز نیز ادامه دارد سیاسی‌شدن این حوزه و وارد شدن سیاستمداران به حوزه بیمه‌هاست. خوشبختانه در دولت جدید این اتفاق کمرنگ شد. همچنین قرار بود بدهی به برنامه چهارم توسط دولت قبل پرداخت شود که متاسفانه آن دولت این بدهی‌ها را پرداخت نکرد و باعث شد هزینه‌های زیادی بر دوش دولت جدید بیفتد. این بدهی‌ها مبلغ بسیار کلانی است که در تخصیص بودجه به آن هیچ گونه توجهی نشد. باید گفت که در کل، صندوق‌های بیمه باید بدون جهت‌گیری باشند که با ورود افراد سیاسی به آن، این اتفاق نیفتاد. البته در دولت کنونی سعی شد که از این اقدام جلوگیری شود که با وجود این تلاش‌ها هنوز این مداخلات وجود دارد.
 با توجه به اینکه دولت کنونی بر فراگیربودن بیمه‌های خدمات اجتماعی درمانی تاکید دارد، به نظر شما با توجه به وضعیت اقتصادی فعلی ایران، این امر منجر به فشار فزاینده بر دوش دولت نمی‌شود؟
فراگیربودن بیمه‌ها در حوزه سلامت عمل خوبی بود که دولت کنونی نیز اقداماتی برای عملی شدن آن انجام داد. البته این اقدام گامی ناقص است زیرا بیشتر متکی بر پول است. به‌جای بخش‌های دیگری که می‌تواند وجود داشته باشد این حوزه به توزیع بیشتر پول از سمت مردم به ارائه‌دهندگان خدمات درمانی می‌پردازد. متاسفانه درحال حاضر برنامه‌ای برای اصلاح اساسی این اقدام مشاهده نمی‌شود و تنها در بخش توزیع پول باقی مانده است. سقف درآمد بیشتر پزشکان بیش از دو و سه برابر تغییر پیدا کرده است که برای تامین این درآمد‌ها متولیان مجبور هستند از درآمد عمومی استفاده کنند که فشار اصلی را بر دوش مردم می‌آورد و باعث می‌شود تا حدی توزیع ثروت انجام شود. به نظر من نگاه در این حوزه نیز نگاه اثرگذار و بلندمدت نبود. با توجه به کوتاه‌مدت بودن این نگاه، درصورتی که کمبود بودجه در این حوزه اتفاق بیفتد اثرات مخربی را به بار خواهد آورد.
 پیدایش تشکل‌های گروهی و ایجاد قوانین برای تامین نیازهای شهروندان را تا چه حد لازم می‌دانید؟
رفاه اجتماعی بحث سه‌جانبه‌گرایی است که نهاد‌های کارگری، نهاد‌های کارفرمایی و دولت در آن اثرگذار هستند. با وجود این قضایا دولت تاکنون اقدام خاصی برای بازکردن فضا برای ایجاد تشکل‌های گروهی و… انجام نداده است. این تشکل‌ها می‌توانند گسترده شوند و در عرصه جامعه حضور یابند که همین امر به سود کل جامعه است. درکل شرایط و راهکارهای لازم برای راه‌اندازی این تشکل‌ها کماکان ایجاد نشده است تا آنها بتوانند با اقدامات خود نیازهای اساسی شهروندان را تامین کنند.
خیلی‌ها معتقدند، گفتمان غالب در رفاه اجتماعی، گفتمانی مادی است به نحوی که مقولات اقتصادی عامل مولد یا مانع رفاه اجتماعی هستند. نظر شما در این رابطه چیست؟
بحث مهم درباره رفاه اجتماعی رضایت اجتماعی است که همه آن مربوط به پرداخت‌ها و هزینه‌ها نمی‌شود. البته پرداخت‌های مالی و… بسیار مهم است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت. به نظر من موارد دیگری نیز وجود دارد که اهمیت بیشتری دارند؛ به‌عنوان مثال حقوق شهروندی می‌تواند تاثیر بهتری در مناسبات اجتماعی مردم بگذارد؛ وقتی فردی این احساس را بکند که به‌عنوان یک شهروند پذیرفته شده است و از حقوق شهروندی برخوردار است به‌طور حتم به رفاه اجتماعی نیز دست پیدا می‌کند. در حوزه‌های اجرایی رویکرد تامین مالی باید وجود داشته باشد البته نباید رویکردی بازاری به این تامین مالی وجود داشته باشد. اگر بخواهیم با رویکرد بازاری به این قضایا نگاه کنیم به‌طور حتم این اقدامات زیان‌ده خواهند بود. در این بین باید یک نگاه توزیع درآمدی وجود داشته باشد که خارج از نگاه بازار آزاد باشد. نگاه در سیاستگذاری‌های اجتماعی باید به این سمت برود که این اقدامات یک مقوله اجتماعی است که حاصل شکست بازار است. اگر بخواهیم به رفاه اجتماعی به‌عنوان امری مادی نگاه کنیم به‌طور یقین به جایی نخواهیم رسید. به‌عنوان مثال خصوصی‌سازی بیمه‌ها که در جهان امری شکست‌خورده است نباید عملی شود. در این بین باید به «باز اصلاح‌گری» اهمیت داده شود تا بتوان برنامه‌ای همه‌جانبه را به‌وجود آورد.



پنچ دلیل اهمیت دوستان در وضعیت زندگی

4654564به گزارش نگاه روز، دوستی نه تنها موجب می شود که افراد  کمتر تنها باشند بلکه موجب کاهش بیماری می شود. بنا بر این گزارش افراد تنها و منزوی ناسالم تر زندگی می کنند و بیشتر به دلیل ناراحتی قلبی فوت می کنند. انسان موجودیست اجتماعی و به سایر انسان ها همانند هوا برای تنفس احتیاج دارد. انسانها مکانیسم های ژنتیکی، هورمونی و عصبی دارد که مسئول هستند تا ما را در ارتباطات، حوزه ها و جوامع ساماندهی کنند. اما سبک زندگی مدرن جوامع، از فرهنگ انفرادی حمایت می کنند و ساختارهای اجتماعی را تضعیف می شوند. تنهایی علی الخصوص در سنین بالا، مشکل رو به افزایش جوامع غربیست. 15 الی 30 درصد جوامع به صورت طولانی تنها هستند. این تنهایی رو به رشد جوامع را در برابر چالش های سلامتی جدیدی قرار داده است. امری که دانشمندان امروزه در آن متفق هستند.  John Cacioppo دانشمند عصب شناس دانشگاه شیکاگو معتقد است تنها بودن نه تنها خطرناک است بلکه مهلک و کشنده است. روش بیمار شدن افراد تنها بسیار آرام و غیر محسوس است.

در اینجا به پنج دلیل که تنهایی موجب بیماری می شود اشاره می کنیم:

1) افراد  تنها و منزوی کمتر به خودشان توجه می کنند

افراد تنها و منزوی بیشتر به سبک ناصحیح  و نا سالم زندگی تمایل دارند. بنا بر تحقیق دانشمندان افرادی که از جمع دوستان برخوردارند تا 50 درصد شانس بیشتری دارند که به سن پیری برسند. برخلاف آن، کسانی که روابط اجتماعی ندارند، وضعیتی مانند فردی که 15 سیگار در روز می کشد، دارند و این امر 2 برابر چاقی آسیب زننده تر است. همچنین فعالیت هایی که موجب تقویت سلامتی می شوند مانند ورزش کردن و تغذیه صحیح به یک نیروی اراده احتیاج دارند که این نیرو به وسیله شبکه های (روابط) اجتماعی تقویت می شوند و به دلیل انزوا از بین می روند.

2) افراد  منزوی بیشتر استرس دارند.

بنا بر تحقیقات در افراد جوان تنها بودن یا نبودن تاثیر چندانی در میزان استرس ندارد اما این امر در سنین بالا متفاوت است و در این گروه، کسانی که تنها هستند بیشتر دچار استرس می شوند.

3) افراد  منزوی کمتر منعطف هستند.

افراد منزوی موقعیت های مواجهه  و برخورد  را بیشتر یک خطر می بینند تا یک چالش. به همین دلیل به جای خوش بینی، بیشتر با بد بینی و با استراتژی طفره رفتن برخورد می کنند.

4) تنهایی، سیستم  امنیتی را تضعیف و به سیتم قلبی عروقی آسیب می زند.

بنا بر پارامتر داشمندان به این نتیجه رسیدند که بین احساس تنهایی و بیماری قلبی عروقی ارتباطی و ضعف سیستم های منیتی بدن وجود دارد. در افراد منزوی که بررسی شدند میزان هورمون های استرس زا آدرنالین بیشتر بوده است. تحقیقات نشان  داده است که حجم بالای این هورمون موجب تضعیف  سیستم امنیتی می شود. محققین دانشگاه هاروارد در سال 2012 به این نتیجه رسیدند که در افرادی که تنها زندگی می کنند احتمال مرگ بر اثر ناراحتی قلبی 24 درصد بیشتر از افرادی است که از روابط اجتماعی برخوردارند.

5) افراد منزوی بدتر می خوابند

لیانا کورینا از دانشگاه شیکاگو بر روی اثر تنهایی بر روی کیفیت خواب تحقیق کردند. نتیجه: هرچقدر افراد خود را منزوی تر احساس می کردند، بدتر می خوابیدند. کمبود خواب بر روی تنظیم هورمونی، عصبی و متابولوژی اثری بسیار شبیه به اثر پیری می گذارد.

وظیفه ما و جامعه:

به دلایل که گفته شد باید وضعیت ضعیف اجتماعی را به عنوان خطری برای سلامتی به رسمیت بشناسیم و این موضوع را مانند موضوع مصرف تنباکو، تغذیه و ورزش جدی بگیریم. اگر خطر این موضوع برایمان روشن شود، انگیزه برای افزایش رضایت اجتماعی در سطح جامعه و فرد بالا می رود.

برگرفته از سایت اشترن




لایحه احیای تالاب‌ها در راه است

8765876معاون رئیس جمهور گفت: ۲ لایحه مهم از جمله ارزیابی محیط زیستی، هوا پاک و خاک در خصوص محیط زیست در مجلس تصویب شده است و لایحه خاک نیز در مراحل نهایی بوده که ۹۰ درصد از اقدامات آن انجام شده است، همچنین لایحه تالاب‌ها نیز در راه است.

به گزارش نگاه روز به نقل از تسنیم، معصومه ابتکار با اشاره به اینکه باید جوامع محلی را در منافع مناطق حفاظت شده درگیر کنیم، اظهار داشت: لزومی ندارد که باغ پرندگان در جزیره آشوراده وجود داشته باشد همچنین باید بگویم نقشه‌ای که در خصوص آشورا ده به ما نشان دادند قابل تایید نبوده و باید اصلاحاتی در آن صورت گیرد و هنوز نقشه نهایی و اصلاح شده به دست ما نرسیده و تنظیم نشده است.

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با بیان اینکه برخی از نقاط جزیره آشوراده در گذشته تخریب شده است، گفت: ما شاهد بیکاری جوانان هستیم و بنده به عنوان عضوی از دولت باید در زمینه توسعه پایدار گام بردارم که اگر نظارت بر گردشگری طبیعی چه در داخل و چه در خارج صورت گیرد، خود اشتغال به همراه دارد.

ابتکار با اشاره به اینکه در حال حاضر شاهد هستیم که مناطق گردشگری در گیلان و مازندران به دلیل فاضلاب‌ها بسیار متاثر کننده است، گفت: اخیرا مردم به سمت شیراز و اصفهان به عنوان گردشگری روی آورده‌اند بنابراین باید آموزش‌های لازم به مردم در زمینه حفاظت از مناطق صورت گیرد و تنها موضوع آشوراده مطرح نیست بلکه ما برخی از مناطق( گردشگری طبیعی) را به عنوان پایلوت شروع کرده و می‌خواهیم مردم آموزش‌های لازم را دیده و از مناطق حفاظت  و از آن استفاده کنند.

وی با اشاره به اینکه برخی دامداران شکایت دارند که چرا ما اجازه ورود به برخی مناطق حفاظت شده را نداریم که در اینجا باید بگویم دنیا راهکار پیدا کرده تا روستائیان نیز بتوانند در مدیریت مناطق دخیل باشند و در گردشگری طبیعی سهیم واقع شوند، افزود: ۵۰۰ هزار نفر سالانه به ارتفاعات البرز رفته که ما باید این موضوع را مدیریت کنیم و آموزش‌های لازم را در خصوص عدم تخریب و نکندن گیاه به آنها بدهیم چرا که نمی‌توان موضوع فرسایش ارتفاعات البرز را مطرح کنیم و نگذاریم مردم که خسته از آلودگی و شهر هستند به ارتفاعات نروند.

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست بیان کرد: ما برای آشوراده نیز پیش‌بینی کردیم که صنایع دستی از سوی افراد عرضه شود چرا که ممکن است برخی افراد به صورت سنتی شکار انجام می‌دادند و برخی دیگر دامدار باشند بنابراین می‌توانند با ارائه صنایع دستی در زمینه توسعه پایدار گام بردارند. ما باید ریسک این موضوع را بپذیریم.

ابتکار با بیان اینکه برخی از میراث‌ها تخریب شده و به دست ما رسیده است که یکی از آنها جاده گلستان است، گفت: در راستای جاده گلستان موافقت دولت را برای خروج این جاده به شمال گرفتیم که امیدواریم اعتبارات آن تامین شود و طبق مطالعات ارزیابی که انجام دادیم اتفاقات خوبی رخ می‌دهد که باید بگویم این ارزیابی‌ها نیز اخیرا انجام شده و در گذشته این مطالعات انجام نشده است. وزیر راه و شهرسازی تفکر محیط زیستی دارد و در این راستا با ما موافق است.

وی ادامه داد: در خصوص محیط بانان بایدبگویم ما آنها را در هر استان درجه‌بندی کردیم تا وضعیت شغلی آنها بهبود یابد و آموزش‌های لازم را ببینند، ۵۰۰ محیط بان امسال آموزش‌های لازم را دیدند و مجهز به دانایی شدند؛ ما با محیط‌بانان نشست‌های بسیاری داریم و تلاش داریم که وضعیت آنها بهبود یابد.

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست بیان کرد: معاون راهبردی رئیس جمهور نیز در خصوص محیط زیست حساس بوده و حتی به تازگی به تالاب‌های استان فارس رفته که این خود بسیار مهم بوده و باید بگویم که ما اعتباراتی در بودجه ۹۴ در خصوص احیای تالاب‌های استان فارس، انزلی، هامون و دریاچه ارومیه شاهد بودیم که ردیف اختصاصی به آن تعلق گرفت. همچنین برای نخستین بار در بودجه ۹۴ برای مدیریت مناطق حفاظت شده ردیف اختصاصی در نظر گرفته شد.

معاون رئیس جمهور با بیان اینکه ۲ لایحه مهم از جمله ارزیابی محیط زیستی، هوا پاک و خاک در مجلس تصویب شده است و لایحه خاک نیز در مراحل نهایی بوده که ۹۰ درصد از اقدامات آن انجام شده است همچنین لایحه تالاب‌ها نیز در راه است.

ابتکار ادامه داد: در دوره اصلاحات مطالعات خوبی در خصوص مناطق حفاظت شده شروع شد تا شکل مدیریت مناطق حفاظت شده دیگر سنتی نباشد؛ در حقیقت مطالعات در خصوص ۱۰۰ منطقه صورت گرفت و برای هر کدام طرح جامع و همچنین طرح تفصیلی انجام شد.

وی با بیان اینکه موضوع مطالعات مناطق حفاظت شده سال گذشته عملیاتی نشد و اکنون در حال بازنگری در این خصوص هستیم، گفت: در این دوره مدیریت مناطق حفاظت شده از سنتی به مدرن آغاز خواهد شد به این شکل که دوربین، پایش، سیستم‌های نوین درخصوص تنوع زیستی صورت خواهد گرفت و ما در این زمینه در هر استان تفاهم‌نامه‌ای امضا کردیم تا شاهد گردشگری طبیعی به شکل مناسب و با نظارت کافی باشیم.




بازگشت علایم حیاتی به دریاچه ارومیه

6654546654654مدیر ملی طرح حفاظت از تالاب های ایران گفت: اکنون که علایم حیاتی به دریاچه ارومیه بازگشته است فرصت مناسبی برای تسریع در اجرای مصوبات احیای این حوضه آبی است.

به گزارش نگاه روز، محسن سلیمانی روزبهانی  در گفت و گو با خبرنگار علمی ایرنا اظهار کرد: بارندگی های اخیر موجب آبگیری دریاچه ارومیه شده است که فرصت مناسبی برای اجرای طرح های مصوب احیای آن است زیرا اگر دریاچه به طور کامل خشک شود احیای آن بسیار دشوار خواهد بود.

وی با بیان اینکه بارندگی های اخیر موجب بالا آمدن 30 سانتی متری آب دریاچه ارومیه شده است، افزود: اکنون این فرصت مناسبی است و باید با تمام توان از آن استفاده کنیم تا شاهد ثابت شدن علایم حیاتی دریاچه باشیم.

وی ادامه داد: بارندگی ها و برخی اقدامات مانند بازگشایی برخی مسیرهای آب به سمت دریاچه نقش مهمی در بروز شرایط کنونی دریاچه داشته و موجب شده است از وضعیت بسیار بحرانی به وضعیت بحرانی برسد اما علت اصلی این شرایط بارش های اخیر بوده است.

سلیمانی گفت: مساحت دریاچه ارومیه به کمتر از هزار کیلومتر کاهش یافته بود و اکنون با مقدار آبی که وارد دریاچه شده است تا حدودی امید برای نجات آن برگشته است و اگر از فرصت به دست آمده استفاده کنیم می توانیم وضعیت را به شرایط بهتری برسانیم.

وی افزود: دریاچه ارومیه حدود 4 متر با حداقل تراز اکولوژیک خود فاصله دارد که جبران این کمبود به حدود 12 تا 15 میلیارد متر مکعب آب نیاز دارد، در واقع سالانه حداقل نیاز اکولوژیک دریاچه ارومیه 3.1 دهم میلیارد متر مکعب است.

مدیر ملی طرح حفاظت از تالاب های ایران اظهارکرد: زمانی که دریاچه در شرایط مطلوب خود قرار داشت عمق 13 متر نیز برای آن گزارش شده بود اما اکنون با توجه به تغییرات مداوم میزان آب نمی توان عمیق ترین جای دریاچه را تخمین زد.

وی به اجرای طرح توسعه کشاورزی پایدار در منطقه اشاره کرد و گفت: اکنون این طرح در 41 مزرعه به صورت پایلوت اجرا می شود که 35 سایت در آذربایجان غربی و 6 سایت در آذربایجان شرقی قرار دارد.

سلیمانی با اشاره به اینکه اجرای طرح توسعه کشاورزی پایدار برای نجات دریاچه ارومیه از اردیبهشت ماه سالجاری آغاز شده است افزود: کاهش 35 درصدی بهره برداری از منابع آب های زیر زمینی و سطحی، کاهش سموم و کود شیمیایی و استفاده از گیاهانی که آب کمتری مصرف می کنند اهداف این طرح است که در مدت 7 ماه که از اجرای آن می گذرد نتایج خوبی به دست آمده است.

وی تاکید کرد: با اجرای این طرح کشاورزان و جوامع محلی نقش بسزایی در نجات دریاچه ارومیه دارند و تا زمانی که خودشان این اهمیت را درک نکنند در رسیدن به اهداف طرح موفق نخواهیم بود.

مدیر ملی طرح حفاظت از تالاب های ایران گفت: خوشبختانه این موفق بوده و امسال برای اولین بار کشاورزان در کشت پاییزه در مزارع پایلوت از تجربیات این طرح استفاده کردند و با شعار ‘ کشاورزی پایدار برای نجات دریاچه ارومیه ‘ کشت کرده اند.

دریاچه ارومیه در شمال غربی ایران و در منطقه آذربایجان واقع شده است. این دریاچه طبق آخرین تقسیمات کشوری، بین دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی تقسیم شده است. دریاچه ارومیه، بزرگترین دریاچه داخلی ایران و دومین دریاچه آب شور دنیا است.

آب این دریاچه بسیار شور بوده و عمدتا از رودخانه های زرینه رود، سیمینه رود، تلخه رود، گادر، باراندوز، شهرچای، نازلو و زولا تغذیه می شود.

این دریاچه اکنون در شرایط بحرانی قرار دارد و برای نجات آن ستاد احیای دریاچه ارومیه تشکیل شده است که بر این اساس 26 پیشنهاد برای نجات دریاچه مصوب شده است که اجرای برخی از آنها آغاز شده است.




آمادگی فائو برای مشارکت در حل بحران دریاچه ارومیه

1634نماينده سازمان خواربار و کشاورزي ملل متحد گفت: آماده همکاري براي حل بحران درياچه اروميه هستيم.

به گزارش ايسنا، منطقه آذربايجان غربي، سرج ناکوزي، طي بازديدي از سواحل شرقي درياچه اروميه با تاکيد بر آثار منفي ادامه افت سطح آب درياچه اروميه بر مناطق مجاور و مردم محلي از اعلام آمادگي فائو براي همکاري‌هاي فني با ايران با هدف پاسخگويي به اين بحران به روشي پايدار خبر داد.

وي گفت: تخريب گسترده سرزمين و فرسايش بادي در محدوده دهها هزار هکتار از اراضي مجاور درياچه اروميه که در نتيجه افزايش شوري به وجود آمده است، عملا وقوع طوفان‌هاي نمک و شن و فرسايش بادي بيشتر در اين مناطق را در پي داشته است.

نماينده فائو در ايران تصريح کرد: اين فرسايش سرزمين تاثيرات منفي جدي بر کشاورزي و معيشت جوامع محلي و همچنين سلامت ساکنان منطقه وارد ساخته است.

ناکوزي افزود: وضعيت کنوني درياچه اروميه که امروز شاهد آن هستيم تاکيدي است بر نياز به تغيير در شيوه پاسخگويي به شرايط روبه وخامت درياچه و حفظ اين ميراث و نماد طبيعي ملي.

وي ادامه داد: اگرچه اقداماتي که تاکنون براي نجات درياچه اروميه انجام شده ستودني است، با اين حال رويکردي جامع، اصولي و مرحله به مرحله که به طور کامل به ابعاد مختلف اين مسئله بپردازد و مديريت پايدار زيست محيطي منابع طبيعي منطقه را محقق نمايد، امري بسيار مهم است. در اين راستا سازمان خواربار و کشاورزي ملل متحد (فائو) اعلام آمادگي کرد تا تخصص‌هاي فني خود را در طيف گسترده‌اي از موضوعات شامل مديريت پايدار اراضي، جنگل و منابع آب، مقابله با خشکسالي و بيابان زايي را در قالب مشارکت با دولت جمهوري اسلامي ايران به منظور مقابله با چالش‌هاي پيش روي درياچه اروميه به کار گيرد.

شايان ذکر است، نمايندگي سازمان خواربار و کشاورزي ملل متحد(فائو) در جمهوري اسلامي ايران هم اکنون با همکاري دفتر امور بيابان سازمان جنگلها مراتع و آبخيزداري کشور و با حمايت مالي صندوق تسهيلات جهاني محيط زيست(GEF) پروژه موفق «احياي اراضي جنگلي و تخريب يافته با تاکيد بر اراضي تحت تاثير فرسايش بادي و خاک» در مناطق خشک و نيمه خشک استان کرمان و خراسان جنوبي به اجرا گذاشته است.

مردم سالاری




آخرین گزارش بهزیستی از موارد کودک آزاری و همسر آزاری ٩٣

654654649آمار خطوط امدادي درباره كودكان و زنان قرباني خشونت همچنان نگران كننده است

معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي كشور روز گذشته در ارايه آخرين گزارش خط اورژانس اجتماعي ١٢٣ اعلام كرد كه از مجموع ١٢٠ هزار تماس در هشت ماه سال ٩٣، ٩ درصد مربوط به كودك آزاري و هشت درصد مربوط به همسر آزاري بوده است.

حبيب الله مسعودي فريد گزارش خود را با اين جمله تكميل كرده كه «آمارهاي مركز اورژانس اجتماعي فقط در ارتباط با تماس هاي انجام شده با اين مركز است و نمي تواند نشان دهنده ميزان شيوع كشوري كودك آزاري يا همسرآزاري باشد.»

شيرين صدر نوري، مسوول مددكاري انجمن حمايت از حقوق كودكان هم در گفت وگو با «اعتماد» خبر مي دهد كه در شش ماه نخست سال ٩٣ از مجموع ٤٧ پرونده ارجاع شده به انجمن، ٢٢ پرونده مربوط به كودك آزاري بوده اما در مدت مشابه سال ٩٢، ٢٣ مورد از ٤٥ پرونده ارجاع شده به انجمن، به كودك آزاري اختصاص داشته است.

بنابر ادعاي برخي روانپزشكان كودك، كودك آزاري در ايران شيوع حدود ٢٠ الي ٢٥درصدي دارد در حالي كه هنوز فعالان آسيب هاي اجتماعي به آمار تخميني از شيوع خشونت خانگي عليه زنان و همسر آزاري دست پيدا نكرده اند. هر دو پديده از جمله آسيب هايي است كه معمولادر خفا و فضاي محصور و دور از چشم آحاد جامعه به وقوع مي پيوندد و به همين دليل، نه در ايران كه در تمام كشورهاي جهان با هر سطح از پيشرفت و فرهنگ و دانش، ارايه آمار قطعي و دقيق از موارد كودك آزاري و همسر آزاري كاري تقريبا ممكن نيست. علاوه بر آنكه عموم جامعه، آزار كودك و همسر را صرفا در شكل آزار جسمي مي شناسند در حالي كه بنا بر هشدار مكرر روانپزشكان كودك و فعالان اجتماعي، بي توجهي، آزارهاي رواني و جنسي، محروميت از حقوق انساني و حتي مواردي همچون اجبار به كار و درآمدزايي و محروم كردن كودكان از تحصيل و اجبار همسران به اعتياد و فروش مواد مخدر توسط اعضاي خانواده، مصاديق بارز از كودك آزاري و همسرآزاري است.

مسعودي فريد در گفت وگو با «اعتماد» خبر مي دهد كه اكنون ١٥ خانه امن در كشور براي پناه دادن به زنان آسيب ديده، دختران فراري، زنان كارتن خواب، زنان معتاد و زنان در معرض خشونت خانگي وجود دارد و حتي در صورت محروميت يك شهر يا استان از چنين خانه هايي، اين زنان مي توانند با تماس با خط اورژانس اجتماعي ١٢٣ و استمداد از مددكاران اين مركز به مراكز مداخله در بحران كه در تمام شهرهاي كشور داير است پناه برند و از آسيب هاي خياباني در امان بمانند.

او همچنين خبر داده مسوولان سازمان بهزيستي كشور به محض اطلاع از وقوع كودك آزاري، كودك را از خانواده تحويل گرفته اما بايد در اسرع وقت و تا كمتر از ٢٤ ساعت، براي دريافت حكم قضايي از قاضي براي نگهداري از كودك اقدام كنند و پس از بررسي هاي مددكاري، روانشناختي و پيگيري هاي حقوقي در مورد وضعيت كودك، كودك به خانواده بازگردانده شده يا در صورت احراز عدم صلاحيت خانواده و با صلاحديد كودك، او را به جد پدري يا اقوام درجه يك – در صورت دارا بودن صلاحيت هاي لازم- تحويل مي دهند و در غير اين صورت، كودك وارد مراكز شبه خانواده بهزيستي مي شود

مسعودي فريد به «اعتماد» توضيح مي دهد كه آمار اعلام شده به خط ١٢٣ نمي تواند به وضعيت كشوري كودك آزاري يا همسر آزاري تعميم داده شود زيرا تماس با اين خط اورژانس اجتماعي را بايد به منزله افزايش آگاهي مردم نسبت به وجود اين خطوط امدادي تلقي كرد و اين آمار، نشانه قطعي بالابودن يا پايين بودن موارد كودك آزاري و همسر آزاري نيست.

مسعودي فريد مي گويد: «اين خط براي شناسايي موارد كودك آزاري و همسرآزاري است و براي نظر درباره كم و زياد بودن اين آمار بايد مطالعه پيمايشي و تحليلي درباره شيوع همسر آزاري و كودك آزاري انجام شود. اگر آمار امسال نسبت به سال قبل كم يا زياد است بايد دليل را، بيشتر متوجه بي اطلاعي مردم از اين خط امدادي يا برعكس، افزايش آگاهي مردم از وجود اين خط دانست و اين آمار قابل تعميم به شرايط كشوري نيست.»

سيدحسن موسوي چلك، رييس انجمن مددكاري اجتماعي ايران هم در گفت وگو با «اعتماد» بر همين نكته تاكيد مي كند و راه اندازي و فعال شدن خطوط امدادي دولتي يا غير دولتي را راهي براي افزايش آگاهي مردم نسبت به چگونگي گزارش دهي درباره آسيب هاي اجتماعي مي داند اما در عين حال يادآور مي شود: «كودك آزاري و همسرآزاري، خاص كشور ما نيست و در تمام كشورها با شدت و ضعفي وجود دارد. در كشور ما و از يك دهه قبل، وضعيت كودك آزاري و همسر آزاري و موضوع خشونت خانگي با محوريت كودك آزاري و همسر آزاري مورد پيگيري قرار گرفته است. با راه اندازي خط تلفن اورژانس اجتماعي و صداي يارا به عنوان منبع اجتماعي و گزارش دهي دولتي و غيردولتي درباره آسيب هايي همچون كودك آزاري و همسر آزاري، به مرور زمان تماس هايي با كارشناسان اين مراكز برقرار شده اما با وجود آنكه خشونت خانگي عليه زنان و كودك آزاري يكي از موضوعات جدي است، عمدتا آسيب هاي جسمي عليه زنان و كودكان به سيستم هاي قضايي و اجتماعي گزارش مي شود در حالي كه ساير انواع خشونت ها همچون آزارهاي عاطفي و رواني و جنسي و مسامحه، به ندرت گزارش و پيگيري مي شود و بنابراين اين آمارها صرفا بخشي از وقايع كودك آزاري و همسر آزاري است.»




تدوین لایحه ساماندهی بیماران مبتلا به اختلالات هویت جنسی

4654654هزینه های سنگین درمان و جراحی بیماران مبتلایان به اختلالات  هویت جنسی به گفته «ولی الله نصر» مدیرکل دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی باعث شد تا کارشناسان سازمان بهزیستی لایحه ساماندهی بیماران مبتلا به اختلالات هویت جنسی را تنظیم و تدوین کنند.

به گزارش روزنامه ایران یکی از پیشتازان پذیرش و درمان بیماران مبتلا به اختلالات هویت جنسی است اما این مسأله به معنای پایان مشکلات این قشر که ممکن است در بسیاری از موارد با قضاوت جامعه هم رو به رو و از خانواده طرد شوند، نیست. لایحه ای که به گفته ولی الله نصر در آینده ای نزدیک و پس از آنکه توسط دولت بازنگری شد به بهارستان می رود تا مهر تصویب مجلسی ها را  در پای خود داشته باشد.

آن‌طور که نصر می گوید:« این بیماری مشمول هیچ یک از خدمات بیمه ای نیست.» جراحی تغییر هویت در سال 90 بین 8 تا 12 میلیون تومان هزینه می برده است.

به گفته نصر همین مسأله گاهی راه را برای سودجودیی و اغفال مبتلایان باز می‌کند، اغفالی که شیوع آسیب‌های  اجتماعی را به دنبال دارد. نصر اعتقاد دارد  مشکلات مالی این بیماران باید با مشارکت وزارت بهداشت و درمان و سازمان خدمات بیمه‌ای حل شده تا یکی از هزینه‌های درمان این افراد کاسته شود. لایحه‌ای که  شناسایی و معرفی مراکز جراحی موفق و جراحان زبده یکی از بندهای اساسی آن است. کسانی که تعداد آنها از سوی  فاضل لنکرانی وزیر بهداشت در دولت نهم تا 4 هزار نفر اعلام شد. اما فعالان حوزه احتمال می‌دهند جمعیتی بیشتر از این تعداد در کشور وجود داشته باشد. همچنین به گفته او باید حمایت های اجتماعی و فرهنگی برای باز گرداندن آنها به خانواده و توانمندسازی‌‌شان  در رأس فعالیت سازمان های مرتبط قرار گیرد. او اعتقاد دارد تصویب این لایحه می‌تواند مشکلات هویت اجتماعی بعد از جراحی در ثبت احوال، اخذ مجوز از پزشکی قانونی برای عمل جراحی و معضلاتی همچون تعیین تکلیف حوزه نظام وظیفه، دانشگاه‌ و خوابگاه‌های این افراد راحل کند.




تاکسی‌های فرسوده پشت در‌های بسته اسقاط

6544654در حال حاضر یک هزار دستگاه تاکسی فرسوده در نوبت اسقاط خودرو مانده‌اند تا در فرایند نوسازی که ستاد حمل و نقل و سوخت و اتحادیه تاکسیرانی آغاز کرده‌اند، با خودروهای نو جایگزین شوند، این فرایند اگرچه در گذشته با سرعت طی می‌شد، ولی حالا بیش از 10 روز طول کشیده شده و آن‌طور که کوروش عابدینی، سرپرست اتحادیه تاکسیرانی شهری کشور می‌گوید معلوم نیست چه زمانی از سر گرفته شود. این در حالی است که رانندگان این یک هزار دستگاه، همه وجه خود را پرداخت کرده، وام 20 میلیون تومانی بانکی دریافت کرده‌اند و کم‌کم باید سررسید قسط‌های 500 هزار تومانی خود را هم پرداخت کنند، درحالی که هنوز هیچ خودروی نویی را تحویل نگرفته‌اند.

سرپرست اتحادیه تاکسیرانی شهری کشور در گفت‌و‌گو با «ایران» با انتقاد از اینکه مراکز اسقاط خودرو، کار خود را تعطیل کرده‌اند و در حال حاضر هیچ تاکسی ای اسقاط نمی‌شود، می‌گوید: سؤال ما این است که چرا ستاد حمل و نقل  و سوخت که یک پای کار نوسازی ناوگان حمل و نقل عمومی است، فرایند نوسازی را در بخش اسقاط متوقف کرده و حاضر نیست کار تاکسی‌ها را زودتر راه بیندازد.

کورش عابدینی انتقادی هم به مدت زمان طولانی فرایند اسقاط خودرو دارد و معتقد است که 40 روز انتظار برای دریافت خودروی جدید، هزینه زیادی را به رانندگان تاکسی تحمیل می‌کند که باید کوتاهتر شود.

انتقاد او البته به حضور سازمان‌های مختلف مثل ستاد حمل و نقل و سوخت در بحث نوسازی ناوگان تاکسیرانی هم بر می‌گردد؛ چراکه به گفته او نیازی به حضور سازمان‌های مختلف در این حوزه نیست و فرایند نوسازی با تأمین منابع بانک‌ها پیش می‌رود.

وی گفت: «ما پیشنهاد داده‌ایم زمانی که سن خودرو به فرسودگی رسید راننده از طرف اتحادیه تاکسیرانی مستقیماً به بانک برای دریافت تسهیلات معرفی شود و نیازی نیست که از این همه فیلتر عبور کند.» در حال حاضر حدود 41 هزار دستگاه خودروی فرسوده در نوبت ثبت‌نام قرار دارند که باید با خودروهای جدید جایگزین شوند.

این خودروها وقتی مراحل ثبت‌نام را طی کردند وارد چرخه دریافت وام بانکی می‌شوند و سپس در مرحله اسقاط قرار می‌گیرند. بنا به گفته عابدینی در طول 4-3 ماه اخیر فرایند نوسازی توانسته فقط حدود 2هزار دستگاه خروجی داشته باشد و هم اینک 90 درصد خودروها در نوبت ثبت‌نام قرار دارند و اگر فرایند اسقاط با تأخیر انجام شود معلوم نیست که چه زمانی این خودروها از چرخه حمل و نقل خارج خواهند شد. هم‌اکنون 90 هزار خودروی فرسوده در کل شهرهای کشور در حال تردد است که بیش از 70 هزار دستگاه آن متعلق به شهرهایی است که بالای 100 هزار نفر جمعیت دارند.




جزئیات جمع‌آوری کنتورهای قدیمی برق

654564به گزارش نگاه روز، معاون وزیر نیرو با اشاره به جزئیات طرح جمع‌آوری کنتورهای فرسوده برق مشترکان، سه ویژگی نسل جدید کنتورهای برق جدید و سه تعرفه‌ای را تشریح کرد و گفت:مدیریت بار شبکه برق در روزهای پرمصرف، اعمال تعرفه‌های مختلف و افزایش دقت اندازه‌گیری مهمترین ویژگی کنتورهای جدید برق است.

هوشنگ فلاحتیان در گفت‌و‌گو با مهر درباره جزئیات تعویض کنتورهای برق مشترکان، اظهار داشت: در شرایط فعلی اولویت دارترین برنامه در دست اجرا در سطح صنعت برق کشور کاهش اتلاف انرژی در شبکه تولید، انتقال و توزیع برق است.

معاون وزیر نیرو در امور برق و انرژی با اعلام اینکه قرار است با اجرای طرحی سه مرحله‌ای میزان اتلاف انرژی در شبکه برق ایران از 5/15 درصد فعلی به حدود 10 درصد تا پایان سال آینده کاهش یابد، تصریح کرد: بر این اساس تغییر ساختار شبکه توزیع فشار ضعیف و فوق توزیع برق در دستور کار قرار گرفته است.

این مقام مسئول  اظهار داشت: علاوه بر این، اجرای طرح‌های بهینه‌سازی مصرف انرژی روی خطوط انتقال برق فشار متوسط هم در اولویت کاری شرکت‌های توزیع برق قرار گرفته است.